جدید
عنوانش را گذاشته ام چارپاره مثنوی بیشتر بار فرم و محتوای شعر به دوش مصرع چهارم درقالب چار پاره است .در این قالب جدید خوانش افقی شعر قالب چارپاره را نمایش می دهد و خوانش عمودی ما را به یک مثنوی با مفهو می متفاوت دعوت می کند بهتر است قبل از هر توضیحی شما را به نمو نه ای از این قا لب دعوت کنم تا ازلطف و نظر شما بهره ای ببرم:
سکوت بود و سکوت و سکوت می خوردم غروب عمر خودش را به سایه ها می داد
صدای سوز دلی آتشم زد و مردم جنازه ام خبر از عمق ماجرا می داد
پلیس آمد و بعدش پزشک قانونی تنم به روی برانکارد کهنه می چرخید
صدای همهمه آمد چه مرد مجنونی غروب شب شده بود و ستاره می رقصید
دقیق نیمه ی شب روح من علامت داد و من جنازه ی خود را به کو چه ها بردم
صدای خور خور شب بود وپچ پچ فریاد کمی هوا به تنم خورد و من تکان خوردم
دوباره زنده شدم شاید عشق این باشد عجب هوای قشنگی سرود می چسبد
و لحظه لحظه عاشق شدن همین باشد سرود از ته دل هر چه بود می چسبد
رسول امیری.فرگ داراب.چهارپنج سال پیش
سلام
با عرض پوزش هنگام جابجایی پست ها نظرات ارزشمند دوستان حذف گردید
هر چند یادبود گرانبهایی بود اما متاسفانه ............
مرا ببخشید دوباره نیازمند بیان دیدگاه های اندیشمند شما می مانم .
"سرور کهنسال شهرستان خاش"