درود!

برخی معتقدندکه قالب این اثر،شعرو داستان و نثر ادبی هم نیست!

تقصیر عنکبوت است یا نادانی پروانه که تار هارا اشتباهی گرفته؟شاید تلاش پروانه برای رهایی نباشد!شاید تارهازیباترین صدای سازی ست که اسیر پنجه های پروانه اند؟چه قدر حشره و شب پره های رنگارنگ مهمان هوس عنکبوتند!زنبور کارگری چنان خود را بین تارها مومیایی کرده که گویی از نژاد مصر باستان است.چه فیلسوفانه به خواب رفته انگار سالها خواب خوش از جهان طلب کار است.شایددر زندان عنکبوت،رهاتر از قصر شیرین ملکه اش باشد؟!

حالاچه رنجی می کشند گل های باغچه؟شیر در پستانشان ورم کرده،نه وز وز زنبوری تحریکشان می کندنه ارتعاش شاخک پروانه ای.چکه،چکه ،چکه  از شاخه به ساقه فرو می ریزند ، می میرند و خاک باغچه را درگیر ادامه ماجرایی می کنند که مربوط می شود به آن دور دور های ماقبل ازعنکبوت. احتمال دارد که گل ها پروانه و زنبور را بدمست کرده باشند؟هیچ چیز معلوم نیست .همین که هیچ چیز معلوم نیست مرا شوق زیستن می دهد وتو را به من نزدیک می کند.زودتر بیا!،تنها دارایی من ،خودم هستم که حاضرم با تو قسمت کنم.حرف آخر را اززبان خودکارم بشنوید:

 عشق و هوس دوقطره جوهرند که در هم آبستن و زاده می شوند

گاهی هوس میکنیم  و عاشق می شویم

گاهی عاشق می شویم و هوس میکنیم ا

البته، شاید..

                                                                               رسول امیری-مرداد92-داراب.فرگ