پرنسس چادر نشین
"کاش اثر انگشتمان یکی بود"مرحله چاپ به پایان
رسیده و به زودی در اختیار مخاطبان قرار می گیرد
بهار آمده .....
آهای پرنسس چادر نشین ...
چه قدر شعرم می گیردوقتی چشم های سبزت
هم آغوشی خاک و علف را دوبیتی می بارد.
اشک هایت را به من بده،
عشایری بخند،
آتشی به پا کن و مشکم بزن
که جهانی از افسوس رادر خود پرورانده ام
و تنها داغ دلم لحظه هایی ست
که حراج می شوم با صد درصد تخفیف.
آه ای گمشده ی قرن های دور....
بیشتربمان و نا خوداگاهم را بجوشان
نوبتی هم باشد
نوبت عشق است که بسوزد به پای ما
رسول امیری.27اسفند 91به اسقبال بهار
"سرور کهنسال شهرستان خاش"